رفتن به کوهها تنها صعود به قله ها نیست بلکه یکی از مهمترین ویژگی کوهنوردی همانا یافتن دوستانی است که در طول زندگی، جزو وجود انسان می شوند و گاهی یک قسمت عمده از زندگی ما را تشکیل می دهند. 

سال 1388 یکی از بهترین سالهای کوهنوردیم بود چون در این سال با دو همنورد خوبم ژیلا  از شهرستان صحنه(کرمانشاه) و طاهره از (اسد آباد) در کوههای دالاخانی آشنا شدم که گزارش آن را قبلا در همین وبلاگ نوشتم.

آخرین روز آذرماه سال 1388 بود که طاهره ما را به اسدآباد دعوت کرد که با هم به ارتفاعات کرکسین برویم   

بدین ترتیب همراه همنوردان خوبم ژیلا، طاهره و رحمان راهی قله زیبای کرکسین از مسیر روستای قاسم آباد شدیم.

تا روستا را با ماشین برادر طاهره رفتیم پس از عبور از مزارع که در فصل بهار زیباتر می باشد،  به پناهگاه رسیدیم 

دورنمای قله از کنار پناهگاه

 پس ار صرف صبحانه در هوایی بسیار مطبوع  و آفتابی زمستان راهی قله شدیم.

مسیر پرف بود بترتیب برف کوبی می کردیم. در طول مسیر صخره های برفی مناظر رویایی و زیبایی در دل خود تشکیل داده بودند.

در هر گامی عظمت آفرینش بیشتر نمودار می شد که لذت صعود را چندین برابر می کرد. از میان صخره ها عبور می کردیم. 

این عکس را خیلی دوست دارم(نمایی از ارتفاعات همدان)

پای قله

همه ما برای اولین بار  بود که به این کوه آمده بودیم چند متر بیشتر با قله فاصله نداشتیم که به یک دیواره برخورد کردیم و با توجه به اینکه هیچ وسیله فنی با خودمان نبرده بودیم و صخره ها هم یخزده بودند، از چند متری قله برگشتیم تا این بار با آگاهی و اطمینان بیشتر بتوانیم قله را صعود کنیم.

از این شکاف تا چند متری قله صعود کردیم

صخره های یخزده

مسیر برگشت تا نزدیکی پناهگاه را سرسره بازی کردیم

سرسره بازی به یاددوران خوش بچگی که من هنوز درگیر آن هستم

تنها عکس چهار نفره ما

با گذراندن یک روز خوب و به یاد ماندنی از همان مسیر روستای قاسم آباد به اسد آباد برگشتیم واز خانواده خوب و مهمان نواز طاهره خداحافظی کرد راهی قروه شدیم و ژیلا هم به صحنه برگشت  

کنار جاده منتظر برادر طاهره نشستیم