مسیر دکل به کولاوا(کومالیا)

با توجه به اینکه هفته سرد و پر برفی را داشتیم، کوهنوردان باتجربه توصیه نمودند از رفتن به ارتفاعات در این روزها بپرهیزیم چون احتمال بهمن هم بود همانگونه که هفته پیش شاهد آن در ارتفاعات قروه بودیم و گزارشش هم در این وبلاگ نوشته شد اما از آنجاییکه ما عادت نداریم جمعه ها در خانه باشیم در نتیجه فرصتی پیش آمد تا در این دو هفته مسیرهای منتهی به کولاوا(کومالیا) را بررسی کنیم.

هفته گذشته مسیر معدن به کولاوا(کومالیا) را رفتیم و گزارشش مفصلا در همین وبلاگ توضیح داده شد.

امروز (18 بهمن)هم از مسیر دکل به سمت کولاوا(کومالیا) رفتیم.   

دورنمای دکل و کولاوا(کومالیا)

گزارش تصویری این برنامه....

صبح قبل از طلوع آفتاب همراه همنوردان به سمت دکل حرکت کردیم البته هوا نسبت به روزهای قبل کمی بهتر شده و سرمای استخوان سوز چند روز پیش را نداشت مخصوصا وقتی آفتاب چهره خود را نمایان نمود  

طلوع آفتاب

هر چه آفتاب بالاتر می آمد، گرما و محبتش بیشتر نصیبمان می شد 

محبت و پرتو آفتاب بر کائنات 

به سمت دکل حرکت کردیم اما قبل از رسیدن به آن از راه فرعی به طرف معدن رفتیم

دورنمای دکل

در هوایی بسیار دلپذیرو روح افزا حرکت می کردیم و واقعا لذت بخش بود 

دورنمای معدن 4 طبقه

وقتی به معدن رسیدیم هرکدام از ما روی یکی از طبقات رفته تا خاطره دیگری را ثبت کنیم

هر کدام از همنوردان روی یکی از طبقان معدن

طبیعت در این فصل همه زیبائیهایش را به نمایش گذاشته بود واقعا دیدن ارتفاعات یکپارچه سفیدپوش قروه هر بیننده ای را مجذوب می کرد

دورنمای ارتفاعات بدر، پریشان، قلوز، دوشاخه و قلوز  

همراه برادرم فردین و پسرم مشتاق

کنار یکی از صخره ها نشستم و صبحانه را در هوایی بسیار مطبوع صرف کردیم و برای ساعتی ازآن فضا نظاره گر طبیعت زیبا و وصف ناشدنی شدیم 

ن

صرف صبحانه

بعد از صرف صبحانه راهی پایین شدیم 

دورنمای دکل از کنارمعدن

برادرانم طیب و فردین که همیشه یکی ازبهترین همنوردانم در طول زندگیم  بودند

همراه همنوردان با دورنمای قله کولاوا(کومالیا)

با سپری نمودن یک صبح خوب و در هوایی بسیار دلچسب رهسپار خانه شدیم و خداوند را شاکرم که بار دیگر لحظاتی را در دامان پاکش گذراندیم و از دیدن نعمتهای بیشمارش بهره مند شدیم 

مسیر معدن به کولاوا(کومالیا)

در قروه معادن بیشمار سنگ از نوع مرمر، گرانیت، پوماس ، ساختماني ، چيني ، كريستال ، پوکه ساختمانی، گرانيت و يشم وجود دارد که یکی از صادرات مهم آن نیز می باشد

یک معدن هم در مسیر قله کولاوا(کومالیا) وجود دارد که قسمتهایی از سنگ آن را استخراج کرده اند اما به جهت وجود رگه در آن دیگر مورد استفاده قرار نگرفته و این قسمت 4 طبقه می باشد و سنگنوردان گاهی آنجا برای تمرین اسپورت سنگنوردی شده است.

دور نمای معدن 4 طبقه

امروز همراه چند تن از همنوردان در هوایی بسیار مطبوع به آنجا رفتیم 

گزارش تصویری مسیر معدن....


مسیر سراب سبز و طلوع آفتاب

برای رسیدن به معدن از دو مسیر دکل و سراب سبز می توان رفت و ما امروز از مسیر سراب سبز به آنجا

(توضیح آن قبلا در همین وبلاگ داده شده) رفتیم

مسیر سراب سبز به معدن

معدن 4 طبقه

نمایی از سنگ های معدن 

همراه برادرم فردین و پسرم مشتاق در طبقه دوم معدن

صرف صبحانه در طبقه دوم معدن

همراه برادرم طیب و همسرشان

همراه همنوردان در معدن با دورنمای قله(کولاوا) کومالیا

تصاویری از ارتفاعات قروه صبح امروز... 

دورنمای قله بدر

صعود خاطره انگیز به پریشان

چند روز پیش همنورد خوبم ژیلا عزیزی که اهل صحنه (کرمانشاه)هستند، تماس گرفت و بیان داشت قراره با سه تن از همنوردانشان از گروه راخ جهت صعود پریشان قروه بیایند

از شنیدن این خبر بسیار مسرور شدم مخصوصا اینکه آقای حیدری از پیشکسوتان گروه راخ همراهشان بود و سال گذشته ایشان زحمت کشیدند و به عنوان راهنما ما را به قله امروله و قله بیستون بردند 

همچنین آقای ارسلان محمودی که از سنگنوردان جوان و توانمند صحنه هستند که تا حالا راهنمای ما در دو مسیر «هاری رست» و «سرشکن» در بیستون بودند و از آشنایی با آقای رامین مکری در این صعود بسیار خوشحال شدم 

همراه همنوردان خوب اهل صحنه

 همنوردان روز پنج شنبه 3 بهمن قروه آمدند و بعد از ظهر با تعدادی از افراد گروه قاجر راهی پریشان شدیم

گزارش تصویری این برنامه خاطره انگیز با همنوردان خوبم.........  

همنورد خوبمان آقا کامبیز و  همسرشقرار بود در این صعود همراه ما باشند اما لحظات آخر برایشان مهمان آمد و از آمدن منصرف شدند اما ایشان با وانتش ما را تا روستای ولی آباد رساند 

روستای ولی آباد

بعد از نیم ساعت به روستای نعمت آباد رسیدیم در هوای مساعد ماشین تا این روستا می آید

نعمت آباد آخرین روستا

 ساعت 15:20 در صفی منظم به سرقدمی آقای طیب صالحی راهی پناهگاه شدیم از همان انتهای روستا برفکوبی شروع شد 

همراه برادرم فردین 

هوا بسیار مساعد بود و ساعت 5:30 به پناهگاه رسیدیم

دورنمای پناهگاه و قله پریشان

برادرم طیب 

شب خوب و خاطره انگیزی در پناهگاه داشتیم و از تجربیات پیشکسوتان خوب نهایت بهره را بردیم

صبح ابتدا همنوردان صحنه ای همراه طیب به سمت قله حرکت کردند سپس باقی اعضا پس از ساعتی به راهی قله شدند

حرکت گروه به سمت قله

هوا آفتابی و گاهی همراه با باد بود

گروه دوم در مسیر قله

نزدیک قله باد شدیدی می وزید و گروه اول ساعت حدود 11:15 به قله رسیدند

قله پریشان

نفرات از راست: ژیلا عزیزی و آقایان ولی حیدری، ارسلان محمودی، رامین مکری

آقایان: طیب و رامین در قله پریشان

همنوردان گروه راخ و قاجر در مسیر قله

همراه مهدی در مسیر قله

حرکت به سمت پناهگاه

همراه دو پیشکسوت قاجر و راخ

ساعت 13:15 همگی اعضای دو گروه به پناهگاه رسیدیم و نهار را همانجا صرف کردیم

همراه طیب و فردین 

اعضای گروه در کنار پناهگاه پریشان

پس از گرفتن چند عکس راهی پایین شدیم

حرکت به سمت روستا

همراه ژیلا همنورد خوبم

ساعت 16:30 به روستای ولی آباد رسیدیم آنجا آقا کامبیز زحمت کشیده منتظر ما بود 

همراه مهدی، فردین و کامبیز

با گذراندن یک برنامه موفق با همنوردان خوب راهی قروه شدیم

تشکر ویزه از برادرم طیب دارم با وجودی که تازه از یک برنامه سنگین چندروزه (قلل زردکوه) برگشته بود اما باز در این صعود ما را همراهی نمود

همچنین از حضور همه همنوردان گرامی که باعث شدند بار دیگر چهره زیبای پریشان را ببینم نهایت تشکر را دارم به امید صعود های دیگر.....  

تشکر فراوان از فردین عزیز که از ابتدای نوجوانیش همیشه عکاس گروه بوده و هست 

آماده شدن دیواره یخنوردی

دیواره و شیب یخی مصنوعی آبشار سنگین آباد آماده تمرینات یخنوردی شد
گزارش تصویری تمرینات یخنوردی روز 20 دی ماه ..........





امید جانم ز سفر باز آمد....

 برادرم فردین که از پیشکسوتان گروه قاجر می باشد و کوهنوردی را با هم از نوجوانی شروع کرده بودیم هفته گذشته پس از حدود 9 سال دوری بار دیگر به وطن باز گشت و در برنامه این هفته که صعود به قله بدر بود، شرکت نمود 

گزارش تصویری اولین برنامه فردین پس از سالها دوری.....   

همنوردی با فردین پس از 9 سال 19 دی ماه 1392

آخرین عکس با فردین در مسیر قله پریشان 1384

روز پنج شنبه 19 دیماه همراه چند تن از همنوردان به سمت پناهگاه پریشان حرکت کردیم

آماده برای حرکت

برای رسیدن به پناهگاه بدر از روستاهای سرتیپ آباد، امین آباد و پیر سلیمان می گذریم و در هوای مناسب ماشین تا روستای پیر سلیمان می رود اما در زمستان اکثرا به علت بارش برف وضعیت فرق می کند

این هفته هم مهدی ما را تا روستای سرتیپ آباد برد اما جاده را بسته بودند ما ابتدای روستا پیاده شدیم و آنجا چند تن از کوهنوردان دیواندره را دیدم که آنها هم قصد صعود قله بدر را داشتند 

انتهای روستای سرتیپ آباد

همراه همنوردان در هوایی کاملا مناسب آماده حرکت

کمی از روستا دور شده بودیم که یک وانت به سمت روستای امین آباد می رفت و ما را تا آنجا سوار کرد 

در مسیر روستای امین آباد

در بین را یک ماشین در برفها گیر کرده بود که طیب، فردین و آقا شهرام جهت کمک به او ماندند و ما با وانت رفتیم

در روستای امین آباد پیاده شده و به سمت روستای پیر سلیمان رفتیم و آنجا منتظر همنوردان شدیم

مشتاق و دایی طیب

مسیر برف سنگینی داشت و از همان ابتدای روستا برف کوبی شروع شد و هوا هم کم کم تاریک می شد


دورنمای پناهگاه بدر

در هوایی متعادل و نیمه مهتابی همزمان با همنوردان دیواندره به پناهگاه رسیدیم

همنوردان دیواندره

بعد از صرف شام برادرم طیب و آقا شهرام به همراه کوهنوردان دیواندره راهی قله شدند و همانشب قله را صعود و به پناهگاه برگشتند 

همراه برادرم طیب و صدیقه همسرش

عکس دسته جمعی در کنار پناهگاه 

پس از صرف صبحانه در هوایی بسیار مطلوب راهی قروه شدیم

همنوردان در این برنامه

این هم بانوان شرکت کننده در برنامه

دورنمای قله کولاوا(کومالیا)

تصاویری از صعودهای گذشته با فردین

مسیر شیرپلا 1362

پناهگاه میشان در همدان1363

شروع تمرینات یخنوردی

روز جمعه همراه 4 نفر از همنوردان (مهدی، رحمان، علی و مانا)راهی روستای سنگین آباد جهت تمرین یخنوردی شدیم.

هوا آفتابی اما توام با سرمای جانسوز بود البته نزدیک ظهر کمی بهتر شد.

گزارش تصویری این برنامه...  

ساعت 7:30 به روستا رسیده و ماشین را همانجا گذاشته و به سمت آبشار حرکت کردیم

به سمت آبشار

ارتفاعات زیبای سنگین آباد روبرویمان جلوه نمایی می کرد 

دورنمای ارتفاعات زیبا

امروز برای اولین بار مانا همنورد خوبم جهت دیدار آبشار با ما همراه شد 

همراه مهدی و مانا

هر وقت به این درخت خاطره انگیز که محل کمپ می باشد،می رسیم دوست داریم کنار آن خاطره دیگری را ثبت کنیم

همراه مهدی، مانا و رحمان

دیواره باز هم درست و حسابی هنوز یخ نزده بود و علتش این بود که لوله های بالای دیواره خوب جا سازی نشده بود 

ابتدا با مانا که اولین بار آمده بود کمی تمرین کردیم 

تمرین در پای شیب خفته

 اول رحمان و سپس من شیب را صعود کردیم

صعود شیب خفته 

به صورت پراکنده بیشتر قسمتهای دیواره یخزده بود به پیشنهاد رحمان بالای دیواره رفته تا لوله را کمی پایینتر آورده و یخ هایش را جدا کرده تا آبپاشی آن بهتر شود  


این قسمت کلا یخ زده بود

کنار لوله های یخزده

از ابتدای کار رحمان واقعا برای درست شدن این دیواره و شیب یخی مصنوعی زحمت می کشد

رحمان در حال بررسی لوله ها

مشغول جدا کردن یخها بودیم که سه تن از همنوردان(مهدی، میثم و یوسف) آمدند

همنوردان جهت کمک بالا آمدند

برای اینکه لوله ها جابجا شود،باید آنها کمی پایین می آوردیم

رحمان در حال تنظیم انتهایی لوله ها

یوسف و میثم به کمک رحمان رفتند مهدی عباسی هم به جایی که لوله ها را در آبشار خوابانده بودند، رفت سپس با کمک همدیگر لوله ها را جابجا کردیم

همراه رحمان در حال جابجایی لوله ها

بالاخره با کمک هم موفق شدیم لوله های بالای دیواره را پایینتر بیاوریم تا انشاالله دیواره زودتر یخ بزند

در خاتمه کارگاه ها را باز کرده و به پایین آمدیم 

میثم در حال آوردن طناب

پس از گرفتن یک عکس دسته جمعی، وسایل را برداشته و راهی روستا شدیم 

عکس دسته جمعی

در هوایی کاملا آفتابی و خوب به راه افتادیم

مسیر آبشار به روستا

همه جا سرشار از برف و سفیدی بود واقعا مناظر رویایی و ما دلمان می خواست با همه آنها خاطره ای داشته باشیم  

همراه مهدی 

همراه مهدی و رحمان

ساعت13 به روستا رسیده و راهی قروه شدیم

کوچه باغ خاطره ها

دورنمای کولاوا(کومالیا)از روستای سنگین آباد

با گذراندن یک نیم روز خوب و فعالیت شدید در نهایت سلامت به قروه رسیدیم

آخرین برنامه پائیزی سال 92(آبشار سنگین آباد)

بالاخره پائیز هم با همه زیبائیهایش خدا حافظی کرد تا زمستان دیگری را تجربه کنیم

سه هفته گذشته آخر هفته هایی توام با برف و باران داشتیم خوشبختانه این جمعه هوا اجازه داد تا به دامان طبیعت پاکش رفته تا بار دیگر شاهد شاهکار زیبای خلقت باشیم.

روز جمعه 29 آذر همراه همنوردان خوبم، یاسمن، رحمان و علی با ماشین سواری راهی روستای سنگین آباد شدیم 

گزارش تصویری این برنامه ......

به جهت برف سنگین ماشین را در ابتدای روستا گذاشتیم و در هوایی کاملا آفتابی اما با سرمای جانسوز راهی آبشار شدیم   

کوچه باغ خاطره ها که هر چهار فصلش زیباست

همراه یاسمن و رحمان زوج جوان و فعال گروه

دورنمای باغهای زیبای روستا

پس از حدود نیم ساعت هوا بشدت مه آلود شد

همراه یاسمن

علی همنورد خوبمان که زحمت بیشتر عکسها را می کشید

رفته رفته مه غلیظ تر می شد  

عبور از مسیر مه آلود

پس از دقایقی آفتاب با نور ضعیفی از پشت مه خودنمایی می کرد  

یاسمن و رحمان 

بقدری مناظر زیبا و رویای بود که می خواستیم در کنار همه آنها خاطره ای داشته باشیم

تک درخت زیبا

کم کم از شدت مه کم می شد 

پس از نیم ساعت دوباره آفتاب رخ نمود و چهره دیدنی ارتفاعات را دو چندان نمود

ارتفاعات زیبای بین دو آبشار

هوا کاملا متغیر بود دوباره مه آلود شد و ما از مسیر دره به سمت آبشار رفتیم

دره مسیر آبشار

 تک درختی نزدیک آبشار است که هر وقت شبمانی داشته باشیم کنار آن چادر می زنیم 

تک درخت خاطره انگیز 

درختچه های کنار آبشار

با دیدن شیبهای کنار آبشار که کاملا یخ زده بود بسیار خوشحال شدیم اما قسمتی از دیواره یخ زده بود 

کنار شیب یخزده 

همراه یاسمن و رحمن در کنار آبشار

قسمتهایی از لوله ها یخ زده بود بالا رفته تا آنها را بررسی کنیم

مسیر بالای دیواره

ابتدا رحمان کارگاه را نصب نمود

رحمان در حال نصب کارگاه

رحمان در حال بررسی وضعیت لوله ها

رحمان و یاسمن زوج خوب و فعال

بعد از بررسی  و تعمیر لوله ها، با توجه به محدویت زمانی برگشتیم   

حرکت به طرف روستا

آن روز ما ساعت به ساعت شاهد تغییر هوا بودیم و هر لحظه طبیعت جلوه های زیبای خود را به نمایش می گذاشت 

همراه یاسمن همنورد چهار فصلم

این هم تنها عکس چهار نفره ما

به امید اینکه امسال علاقمندان به یخنوردی بتوانند از شیب و دیواره یخی مصنوعی لذت و بهره کافی را ببرند


پریشان میزبان همیشگی

زمستان 1390 بود که چند تن از کوهنوردان اصفهان طبق هماهنگی قبلی با هیئت کوهنوردی قروه جهت صعود به پریشان به قروه آمدند که در این برنامه افتخار همراهی با آنان را داشتم و بعد از دو سال هنوز خاطره آن صعود زیبا همچنان برایم جذاب می باشد 
گزارش تصویری آن برنامه به یاد ماندنی.....
مهدی بعد از ظهر روز پنجشنبه 21 بهمن ما را با وانت تا بالای روستای میهم علیا برد و خودش برگشت البته بجهت برف سنگین بیشتر از آن هیچ ماشینی نمی توانست برود و راههای ولی آباد و نعمت آباد بسته بود.
گروه ما راهی روستای ولی آباد شد و همزمان ماشین راهداری هم مشغول باز کردن جاده شد و ما توانستیم به راه خود ادامه دهیم 

ماشینهای راهداری مشغول باز کردن جاده

در هوایی سرد اما آفتابی راهی پناهگاه پریشان شدیم


همراه همنوردان  اصفهان 
همنوردان به ترتیب برف کوبی می کردند

دورنمای قله پریشان


مشتاق (پسرم)
قبل از تاریکی هوا به پناهگاه رسیدیم

نزدیک پناهگاه

پناهگاه و درورنمای قله

همراه مشتاق با دورنمای قله یوسف سیاه 
شب را در پناهگاه ماندیم و صبح راهی قله شدیم اما به جهت باد شدید مجبور به بازگشت شده و از صعود قله صرف نظر کردیم 

بالاتر از پناهگاه در دامنه قله پریشان همراه همنوردان 

همراه مشتاق و کامران که از نوجوانی با او همنورد بودم و هم اینک ساکن اصفهان هستند 
بعد از صرف ناهار به روستای میهم برگشتیم و مهدی هم دنبالمان آمد 

مهدی
دوباره با وانت به قروه برگشتیم 


خاطره آن صعود زمستانی و آشنایی با همنوردان خوب اصفهان همیشه برایم به یاد ماندنی ست.
 

یادی و نگاهی(خاطره صعود به الوند با همنوردان گنبد و همدان)

با وجودی که بعضی از آشنایی ها در کوه فقط با یک «خدا قوت» شروع می شود اما بیشتر آنها در آینده به دوستیهای عمیق و پایدار تبدیل می شود.

آشنایی ما هم با گروه خوب البرز گنبد که قبلا به نام گروه کوهنوردی صفا بود، از همین نوع دیدارهای کوتاه بود.

خرداد سال 90 در بارگاه سوم دماوند با همنوردان خوبم آقایان: علی شاه محمدی(مدیر وبلاگ گامی نزدیکتر به خدا) و احمد کولف آشنا شدم  و این آشنایی از طریق فضای مجازی ادامه پیدا کرد تا اینکه گروه البرز تصمیم گرفتند که صعودی به ارتفاعات الوند داشته باشند. از بنده هم دعوت کردند تا در این صعود همراهشان باشم  

 بنده هم با کمال میل پذیرفته و همراه 5 نفر از همنوردان گروه قاجر به همدان رفتیم و آنجا با همنورد خوبم آقای جواد زارعی(مدیر وبلاگ شازده کوچولو) آشنا شدم که این دیدار نیز مبدل به دوستی عمیق و پایداری شد.

تا کنون نیز چندین صعود مشترک با این همنوردان گرامی داشتم

گزارش تصویری برنامه خاطره انگیز الوند.....

روز پنجشنبه 10 آذر 1390 همراه همنوردان به همدان رفته و در گنجنامه با همنوردان خوب گنبد و بهار همدان راهی پناهگاه میشان شدیم 

مسیر میدان میشان

شب را در پناهگاه ماندیم و صبح به سمت قله حرکت کردیم

همراه آقای کولف و همنورد خوبم اقلیما از گنبد در پناهگاه میشان

همیشه از مسیر تخت نادر به قله الوند رفته بودم اما اینبار به پیشنهاد همنوردان همدانی از مسیر ارسباران که کنار پناهگاه دوم قرار دارد، رفتیم.

مسیر، برف عمیقی داشت و از همان ابتدا برفی کوبی شروع شد 

مسیر ارسباران و دورنمای پناهگاه دوم

پای قله زیبای الوند

مهدی حامی و همنورد همیشگیم

همراه همنوردان در مسیر قله

بعد از صعود قله به پناهگاه کلاغ لان رفتیم

همراه همنوردان گنبد و همدان در کنار چشمه پناهگاه کلاغ لان

همراه مهدی با درونمای قله کلاغ لان

همراه همنوردان گروه قاجر از قروه

نفرات از راست: حمید، مهدی، الهه، سامان، خودم، آرش

از مسیر تخت نادر به پناهگاه میشان برگشته و همانجا به امید صعودهای مشترک دیگر با همنوردان خوب و صمیمی گنبد و همدان خداحافظی کرده و راهی قروه شدیم.

خداوند را همیشه بخاطر داشتن چنین همنوردان گرامی و ارجمند شاکرم  

«النلر یاتاقِ» میزبان همیشگی

چند روز پیش با تعدادی از همنوردان و چند مهمان گرامی قرار گذاشتیم صبحانه را در جوار قله کولاوا(کومالیا) صرف کنیم. 

با این نیت راهی کوه شده اما نیمه های راه باران پائیزی شروع به بارش نمود ما هم تصمیم گرفتیم که برگشته و صبحانه را در «النلر یاتاقِ» غار کوچکی که همیشه مامن کوهنوردان است، بخوریم.

«النلر» به انسانهای زاهد و  وارسته می گفتند «یاتاق» هم به معنی خوابگاه می باشد و افسانه های زیادی راجع به این غار که در مسیر کولاوا (کومالیا) قرار گرفته، می گویند. 

 یادمه وقتی بچه بودم این غار کوچک محل بازی کودکانه و پناهگاهمان در هواهای بارانی و برفی بود.

گزارش تصویری این برنامه نیمه تمام..... 

دورنمای غار النلر یاتاق

قله کولاوا زیر پوششی از ابرهای زیبا پنهان شده و باران هم نوازش قطراتش را نثارمان می کرد

برگشت از نیمه راه 

در همه لحظات شاهد حرکت زیبای ابرها بودیم

همراه طیب(برادرم)

با تند شدن بارش باران خودمان را به «النلر یاتاق» رساندیم

با همنوردان در پناه «النلریاتاق»

ورودی غار سنگهایی شبیه به مبل دارد که برای نشستن خیلی مناسب می باشد

همراه مشتاق(پسرم) بر روی مبلهای این غار کوچک

صرف صبحانه در کنار همنوردان خوب

طیب با دورنمای قله زیر ابر مانده کولاوا(کومالیا)

کم کم ابرها کنار می رفتند اما نم نم باران همچنان ادامه داشت 

همراه مشتاق، طیب و همسرشان

بعد از صرف صبحانه با توجه به ادامه بارش باران راهی پایین شدیم 

دورنمای شهر قروه

این هم عکس دسته جمعی همراهان و همنوردان 

اگرچه به قله نرفتیم اما صبح مفرحی را در کنار همنوردان و مهمانان خوبمان سپری کردیم.